هزاره سوم

THE BEST LINKS DOWNLOAD

 
عشق ...............
نویسنده : عباس عبدی کریمی پور - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٤
 

من همان دیوانه ای هستم که نور کامل ماه این چنینم کرد.
زندگی گر عشق اجباریست
گر مرگش بدهکاریست
و گر عاشق شدن رسم تبه کاریست
من تبه کاری شدم کز آسمان حکم جفایم بر زمین نازل شده
من تبه کاری شدم که آب زمین از خون من رنگین شده
من تبه کاری به مرگ آلوده عاشق پیشه ای در عشق مدهوشم
من سکوتی مرگ آلودم
من تمام هستیم در عشق بود و عاشقی را جرم دانستم
و من اکنون مجرمی بر دار
یا که شبگردی سراپا سوز سرمای زمستانم.
آن زمستانی که سرمایش ز کمبود دماییی نیست
از دهان هیچ کس حرمی نمیخیزد
دستها پیدای پنهان است
این زمستان جور دیگر داردم پیغام:
این زمستان سردی آن قلبهای گرم
سردی انسانیت را با خود آورد است.
سالها با عشق بی عشقی سفر کردم
سالها از حق خود در وادی مردی گذر کردم
سالها انسانیت را مشق بر کردم
لیک امروز
با هزاران رمز و راز و سوز
دوستان دیوانه خوانندم
آری آری
این چنین سرمای جان سوزی، تازگی دارد برای قلب خاموشم.
من گناهم چیست؟
با که گویم درد مرگ راست بازان را
با کدامین گوش
با کدامین دوست آیا این چنین همراه باید گشت
من سکوتم مرگ می آرد
و فریادم تبه کاریست
با طناب دار میرم یا سکوت آیا؟
سربه داری بهتر است یا مرگ اجباری؟


 
comment نظرات ()