هزاره سوم

THE BEST LINKS DOWNLOAD

 
فرهنگ نامه لاتی شکلاتی
نویسنده : عباس عبدی کریمی پور - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
 

اشتب : مخفف اشتباه

 

افتض: مخفف افتضاح

 

افقی شدن : مردن

 

اوت: پرت

 

با اتیکت: با شخصیت

 

باتری قلمی: لاغر مردنی

 

با حال: با معرفت با مرام

 

با دنده سنگین رفتن: عجله نداشتن آرام و با طمانینه راه رفتن

 

بچه راکفلر: بچه پولدار

 

بچه مثبت: آدم سر به راه

برای خواندن ادامه این فرهنگ نامه زیبا به ادامه مطلب بروید....

 


بچه پاستوریزه: بسیار تمیز و مرتب

 

بروبچ: مخفف بر و بچه ها

 

پسی: پسر

 

دخی: دختر

 

بیلبورد: نهایت تابلو شدن

 

پاچه خوار :چاپلوس

 

دستمال : چاپلوسی!

 

پارازیت: اختلال مزاحمت

 

تگری شکوفه:حالت تهوع بالا آوردن

 

پایه:اهلش هست همراهی میکند

 

پیچ پلیسی: کشیدن ترمز و دور زدن ماشین

 

تابلو:انگشت نما مشهور

 

تریپ: قیافه سبک شیوه

 

تی تیش:به کسانی گفته میشود که خیلی وسواس دارند و در هر کاری خیلی حساس هستند

  

خبرگذاری: سخن چین

 

خفن:بی نقص خوب و تحسین برانگیزیابرای هر نوع اغراق به کار میرود

 

دور سه فرمان: کسی که خیلی مشکل دارد بسیار قاطی

 

کره: خیلی باحال

 

رادار: جاسوس

 

سه: مایه شرمندگی

 

شیرین عسل: چاپلوس بادمجان دور قاب چین

 

سیرابی: توهینی قدیمی از دوره برادران آب منگل

 

بروبکس(یافقط بکس):همان بر و بچ

 

نمور(نموره):جزئی کوچک کمی

 

نک و نال: ناله و زنجموره

 

بریدن:کم آوردن ناتوان شدن

 

فک زدن:خیلی حرف زدن ایضا چانه زدن

 

فنچ(فنچول):دختر کم سن و سال

 

هاگیرواگیر:گیر و دار شلوغی و پلوغی

 

قزل قورت: گرسنگی شدید

 

شله زرد: شل وارفته

 

صفاسیتی: کنایه از لذت زیاد بردن

 

قه ثانیه:فورا

 

کل کل کردن: لجبازی کردن

  

گیر سه پیچ: سماجت بسیار

 

کف و خون بالا آورد (قاطی کرد):خیلی تعجب کرد خیلی هیجان زده

 

آمپر چسبوند:عصبانی شد

 

مگسی شد: عصبانی شد

 

ریلیف(ریلیفش کن): آماده(آماده اش کن)

 

آنتن:آدم فروش خبر چین

 

اسگل: خل مشنگ کسی که رفتارهایش مسخره است

 

اسخل : همان اسگل هست + صفت خل بودن ...

 

یول :گیج مراجعه کنید به شاسکول

  

خط خطی ام: اعصابم خورد است

 

سیستم: هر چیز الکترونیکی که به هر وسیله ای سوار میشود

 

تابیل: نوعی تابلو ضایع کردن

 

زابیل: تابلو بودن ضایع

 

خالتور: موسیقی جوات

 

زابلو: تلفیقی از تابیل و زابیل با اشاره به ریشه کلمه

 

بینیم با: بگیر بنشین سر جایت بی خیال بابا این طور ها هم نیست

 

آژیر باش: حواست جمع باشد

 

کیشمیشی: در هم و بر هم قاتی

 

بزنگ ، بتلف: تماس بگیر تلفن کن

 

تیلیف: شماره تلفن تلفن

 

 آویزون:به کسی گفته میشود که به کسی وابسته است انگل !!


 
comment نظرات ()