هزاره سوم

THE BEST LINKS DOWNLOAD

 
قدم اول
نویسنده : عباس عبدی کریمی پور - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٠
 

حال این سوال است که : " اگر ما در برابر اعتیاد عاجز یم. معتادان گمنام چگونه می تواند به ما کمک کند؟"

ما کار خود را با درخواست کمک اغاز می کنیم.زیر بنای برنامه ی ما بر روی این اعتراف استوار شده است که ما از خود در برابر اعتیاد قدرتی نداریم. وقتی ما بتوانیم این واقعیت را بپذیریم اولین قسمت قدم اول را به اتمام رسانده ایم.

برای کامل کردن زیر بنا اقرار دوم نیز لازم است. اگر در اینجا متوقف شویم ، فقط به نیمی از حقیقت پی می بریم. ما در تحریف حقیقت بسیار کار کشته شده ایم . خیلی اسان از یک طرف می گوییم " بله من در مقابل اعتیاد عاجزم" و از طرف دیگر می گوییم " وقتی به زندگیم سر و سامان دادم ، دوباره می توانم با مواد مخدر کنار بیایم". این گونه افکار و رفتار بارها باعث شده است که اعتیاد مجددا فعال شود .هیچ وقت این فکر به مغزمان خطور نکرد که از خود بپرسیم " ما که نمی توانیم اعتیادمان را کنترل کنیم ، چطور می توانیم زندگی مان را اداره کنیم ؟" ما بدون مواد مخدر احساس بدبختی می کردیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.

 

 

عدم قابلیت اشتغال ، اوارگی  و تخریب ، به وضوح مشخصات یک زندگی غیر قابل اداره اند. خانواده های ما اکثرا از رفتار ما گیج ، حیران و مایوس می شوند و غالبا راه خود را جدا و ما را طرد می کنند.اما شاغل شدن پذیرش اجتماعی و بازگشت به خانواده معنایش این نیست که زندگی ما قابل اداره شده است .پذیرفته شدن در اجتماع ، مفهومش بهبودی نیست.

 

ما دریافتیم که هیچ راهی جز تغییر کامل طرز تفکر قبلی خود نداریم. والا دوباره مصرف را شروع می کنیم.

وقتی ما حداکثر کوشش خود را به کار می بریم این برنامه برای ما هم ، همان طور که برای دیگران کار کرده است کار می کند .وقتی ما دیگر نتوانیم عقاید کهنه ی خود را تحمل کنیم ، تغییر شروع می شود. از ان زمان به بعد ما شروع به درک این مطلب کردیم که هر روز پاک یک روز موفق است و فرقی نمی کند که چه اتفاقی افتاده باشد . تسلیم شدن مفهومش این است که دیگر نیازی به جنگیدن نداریم . ما اعتیاد و زندگی را همان طور که هست می پذیریم . ما امادگی انجام هر کاری را که برای پاک مانده لازم باشد پیدا می کنیم حتی اگر ان را دوست نداشته باشیم.

 

 

قبل از برداشتن قدم اول ما همیشه پر از ترس و تردید بودیم.در این مرحله بسیاری از ما احساس گیجی و سردرگمی می کردیم. خود را از بقیه جدا می دانستیم. با به کار گیری این قدم ما تسلیم خود را به اصول معتادان گمنام اقرار کردیم.فقط پس از این است که می توانیم از احساس بیگانگی به خصوص اعتیاد خلاص شویم. کمک به ما فقط در نقطه ای که ما بتوانیم به شکست کامل خود اقرار کنیم شروع می شود . ممکن است ترسناک به نظر برسد اما زیر بنائی است که ما زندگی خود را بر روی ان بنیان گذاری می کنیم.

 

مفهموم قدم اول این است که ما دیگر مجبور به مصرف نیستیم. این برای ما ازادی بسیار بزرگی است .

برای برخی از ما مدتها طول کشید تا متوجه شدیم که زندگی مان غیر قابل اداره شده است . برای بعضی دیگر نداشتن اختیار زندگیتنها مطلبی بود که کاملا برای شان روشن بود.ما قبلا می دانستیم که مواد مخدر می تواند ما را به کسانی که نمی خواستیم باشیم تبدیل کند.

 

با پاک بودن و کار کردن این قدم ، ما از غل و زنجیر خلاص می شویم. اما هیچ یک از این قدم ها را نمیتوان با جادو انجام داد . ما فقط صحبت از قدم ها نمی کنیم ، بلکه یاد می گیریم که چطور انها را زندگی کنیم و ارمغان های این برنامه را شخصا تجربه می کنیم.

 

 

ما امیدمان را پیدا کرده ایم . اکنون می توانیم یاد بگیریم که چگونه در این دنیایی که در ان زندگی می کنیم عمل کنیم . ما می توانیم در زندگی مفهوم و هدف پیدا کنیم و از دیوانگی ، محرومیت و مرگ خلاص شویم.

وقتی ما به عجز و ناتوانی خود در اداره ی زندگی مان اقرار کنیم دریچه ای را برای دریافت کمک از یک نیروی برتر به روی خود باز کرده ایم .

 

این مهم نیست که ما از کجا امده ایم ، مهم این است که ما به کجا می رویم.


 
comment نظرات ()