هزاره سوم

THE BEST LINKS DOWNLOAD

 
داستان وَد (ازدواج) پوروچیستا
نویسنده : عباس عبدی کریمی پور - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٩
 

داستان وَد (ازدواج) دختر اَشو زرتشت، پوروچیستا در اوستا بخش یسنا، هات 53 آمده است. این داستان که به چندین هزار سال پیش برمی‌گردد، از دیدگاهای گوناگونی دارای ارج و پیام فراوانی است. گزارش اَروسی (عروسی) پوروچیستا، روشن کننده‌ی هوده‌ی (حقوق) والای یک زن در آیین زرتشت است. برابر با بندهای (آیه های) گوهربار اوستا، جوان ترین دختر اَشو زرتشت در جرگه (مجلس) اَروسی شنونده است و پدر به دخترش، کسی را پیشنهاد کرده که در منش و رفتار بی همتا است ولی با این همه اَشو زرتشت به هیچ روی پافشاری نمی کند و او را رها می گذارد که با اندیشه آزاد و گزینش هام (تام) شوهر خود را برگزیند. اَشو زرتشت به او چنین می گوید

 

اینک تو ای پوروچیستا از خاندان سپنتمان و جوان ترین دختر اَشو زرتشت هستی، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از درست کرداران و پشتیبانان آیین بهی است برای همسری تو پیشنهاد می کنم ولی تو اکنون برو و در این باره خوب به اندیش و خردت را راهنما بگذار و پس از رآی زدن اگر پذیرفتی، به انجام  آیین سپند (مقدس) وَد (ازدواج) بپرداز.

 

پوروچیستا پس از گفتگو با جاماسپ و شناخت او و اندیشیدن آزاد، پیوند را می‌پذیرد.

 

سپس اَشو زرتشت در جرگه مِهر (عقد) برای باشندگان (حاضران) و به ویژه دختران و پسران جوان

 چنین می‌گوید:

 

ای دختران و ای پسران جوان که در آستانه وَد هستید، اینک بدانید و پندم را خوب به یاد بسپارید و هرگز از یاد نبرید که همیشه با کوشش و پشتکار به راه راستی رهسپار باشید، هر یک از شما باید در کردار و گفتار و پندار نیک از دیگری پیشی جوید. پندتان می دهم تا رونده‌ی این راه باشید و هر یک در زندگی رفتاری کنید که آن دیگری خوش و خرم باشد.

 

این داستان روشن کننده‌‌ی برابری و آزادی زن و مرد در چپیره‌ی (جامعه) چندین هزار سال پیش ایران دارد. خواست زنان و دوشیزگان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بوده‌اند و چه پس از وَد، گرامی بود و آنان آزاد بودند تا خود راه خود را برگزینند. در زمانی که در پیرامون ایران زن را کنیز می‌دانستند و یا زنده به گور می‌کردند

 

ایدون باد


 
comment نظرات ()